:: ((( guney azerbaycan haqinda ve guney azerbaycan milli oyanish herekati haqinda mektub ve dr chohreqanlinin biyoqirafisi))) P.Doktor Mahmudəli Çöhrəqanlının biyografisi öz dilindən Qalx ayağa şalın bağla xəsm ürəyin oxla dağla yorqun elin halın sağla Türk elləri bizim ellər . دکتر محمودعلی چهرگانی محمودعلی چهرگانی- چهرقانلی- در سال 1958 ميلادی در شهرستان شبستر روستای چهرگان- چهره قان- آذربايجان جنوبی متولد گرديد. پدر بزرگش ستارخان چهرقانلی از شخصيت های بنام دور خويش بود. وی فردی روشنفکر بود و در سه انقلاب کبير آذربايجان- جنبش مشروطه، جنبش آزادستان و جنبش حکومت ملی بصورت فعال شرکت نموده بود و از رهبران سرشناس اين جنبش ها بشمار می آمد. پدرش باباخان معلم بود و راوی احوالات پدرش بر فرزندان خويش. او به خاطر تدريس به زبان تورکی در مدارس مدام توسط ساواک دستگير و تحت فشار و شکنجه قرار ميگرفت. محمود در چنين خانواده ای تربيت شد. محمود چهرقانلی تحصيلات ابتدائی و راهنمائی اش را در قصبه چهرقان و شهرستان شبستر سپری کرد سپس وارد دانشسرای تبريز گرديد. از سال 1970 به عنوان سرباز معلم و پس از آن نيز بصورت معلم در روستاهای آذربايجان مشغول به تدريس شد. باشرکت در کنکور سراسری وارد دانشگاه تبريز گرديد و دوره کارشناسی رشته زبان و ادبيات فارسی را بپايان رساند. تحصيلاتش را در دوره فوق ليسانس در رشته زبانشناسی عمومی در دانشگاه تهران مقطع دکترا و مدرسی دانشگاه در دانشگاه تربيت مدرس تهران بپايان برد. عضو هيات علمی دانشگاه های تهران و تبريز بود. رساله وی –مقايسه مورفيم و فنونيم لغات ترکی و فارسی- در آکادمی علوم ملی جمهوری آذربايجان تحت مذاکره قرار گرفت و چهرگانی به درجه پروفسوری علمی فيلولوژی- زبانشناسی- ارتقا يافت. از سال 1989- 1990 وارد فعاليت های ملی- فرهنگی گرديد. اولين کلاس های زبان و ادبيات ترکی را وی در سالهای 90 با زحمات بسيار و تحت فشارهای شديد در دانشگاه های تهران و تبريز گشود ولی اين رشته هاپس از اندکی به دستور رژيم بسته شد. در سال 1995 در انتخابات مجلس شورا شرکت نمود و حين تبليغات انتخاباتی اش برای اولين بار بصورت علنی و عمومی به بيان حقايق آذربايجان و ملل محروم ايران پرداخت. وی برای اولين بار بصورت گسترده مشکل ملت ها را مطرح نمود و خواستار اجرای ماده های معوقه قانون اساسی گرديد.. ماده هايی چون اصل پانزده و نوزده که در اين اصول بر برابری ملت ها و خلق های ايران اندکی اشاره گرديده است. وی می گفت : من با چکمه های ستارخان به مجلس خواهم رفت. به محض اينکه دکتر چهرگانی شروع به فعاليت های ملی – سياسی نمود رژيم شئونيست تهران بصورت های مختلف بر عليه وی شرو ع به شايعه پراکنی و تبليغات منفی نمود. بدون توجه به شايعه پراکنی رژيم مردم آگاه و غيور آذربايجان حمايت بسيار گسترده ای از وی به عمل آوردند. شعار مشهور اوايل انقلاب "آذربايجان اوياقدير انقلابا داياقدير!": "آذربايجان بيدار است پشتوانه انقلاب است " پس از آن تماما تغير يافت به شعار ملی "آذربايجان اوياقدير چهرقانی يه داياقدير!": "آذربايجان بيدار است پشتوانه چهرگانی است" تبديل شد. اين فرياد مردم هر روز در تبريز رژيم را ميلرزاند. وی با بيش از 600 هزار رای، برنده انتخابات از حوزه تبريزگرديد ولی رژيم توسط راديو تلويزيون و مطبوعات به تبليغ اخبار دروغ درباره انصراف وی نمود وی در روز انتخابات به دستور آيت الله خامنه ای و پس از سخنرانی سردمدار رژيم در خطبه های نماز جمعه درباره اش دستگير و راهی زندانهای مخوف وزارت اطلاعات و امنيت جمهوری اسلامی گرديد. نماينده سه قوه قضائيه، مقننه و مجريه و نماينده بلاواسطه خامنه ای قبل از آن پست معاونت وزير و وزير را به وی پيشنهاد نموده بودند. ولی پيشنهاد رژيم توسط چهرقانی رد گرديد و پيشنهادشان بر سر نماينده خصوصی سه قوه رژيم کوبيده شد. اين بار جلادان رژيم متوسل به شکنجه گرديدند ولی چهرگانی حاضر به سخنرانی در تلويزيون نشد و از خواسته هايش دست نکشيد . چهرگانی در زير شکنجه ماموران رژيم دچار سکته مغزی گرديد ولی باز هم تسليم نشد. " ...من خالقيمين گؤزونون ايچينه باخيب ، آند ايچميشم ، اونلارلا ايلقار باغلاميشام اونلارين حاقلارينی آلاجاغيما و قوروياجاغيما سؤز وئرميشم، من يالنيز مللتيمين ائلچی سی- وکيلی- اولماق ايسته ييرم ، ئوله رم خالقيما دؤنوک چيخمارام..." : " ...من چشم در چشم ملتم ايستادم و سوگند ياد نمودم، با آنها پيمان بستم به آنها قول دادم که از حقوقشان دفاع کنم من می خواهم فقط نماينده ملتم باشم، من هرگز به خلقم خيانت نمی کنم..." تظاهرات های صد هزار نفری در تبريز وشهرهای آذربايجان در دفاع از وی ،اعتراضات مجامع بين المللی ، اعتراضات آذربايجانيها در خارج از کشور، اعتراض کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازمان عفو بين الملل سبب گرديد که رژيم بناچار وی را که در وضعيت بسيار وخيمی روانه زندان خانگی کند . حتی از مراجعت پزشکان به خانه وی نيز جلوگيری ميشد. چهرگانی پس از آن بارها زندانی گرديد. تحت عناوين مختلف و اتهامات ساختگی بسياری به بيدادگاه های فرمايشی رژيم کشانده شد. در زير شکنجه برای دومين بار دچار سکته مغزی شد. در زندان تبريز 35 روز اعتصاب غذا نمود و وقتی آزاد گرديد کی، خونريزی شديدی در معده اش شروع شده بود و در حال مرگ بود. خانواده و فرزندانش نيز بشدت تحت تعقيب و فشار رژيم بودند. ولی وی تا آخر گفت: " ئولمک وار دؤنمک يوخ": " ميميرم ولی از راهم بر نمی گردم" . پس از مراجعه دبير کل سازمان ملل ، کميسيون حقوق بشر و سرپرست سازمان عفو بين الملل و ديگر سازمانهای بين المللی و اعتراضات مردمی در داخل و خارج رژيم شئونيست ايران مجبور شد برای معالجه جسمی اش به وی اجازه خروج از کشور دهد. وی از اوايل سال 2002 در سفر است. سفر تاريخی وی به خارج از کشور همچون مبارزه اش در داخل تبديل به يک حرکت بسيار قدرتمندی گرديد. مسئله آذربايجان جنوبی توسط وی بصورت يک مسئله حساس بين المللی مطرح گرديد. وی با نمايندگان پارلمان اروپا، نمايندگان پارلمان کشورهای اروپايی از جمله آلمان، سوئد، دانمارک، فرانسه، و نمايندگان دولت های فوق، وزرای خارجه و معاونين وزرای خارجه کشورهای اروپائی، دبير کل شورای اروپا جناب والتر شوويمر، نمايندگان اتحاديه اروپا، نمايندگان کشورهای آذربايجان و تورکيه، رهبران احزاب حاکم و مخالف اين کشورها، نمايندگان رسمی ايالات متحده آمريکا، با بيش از0 5 نفر از اعضای کنگره و سنای آمريکا، با معاونين و مشاورين رئيس جمهوری آمريکا در کاخ سفيد، وزارت امور خارجه، وزارت دفاع آمريکا، سازمان ملل متحد، روسای سازمان حقوق بشر و عفو بين الملل ديدارهای مثمر ثمری انجام داد و مسئله ملت های تحت ستم رژيم ايران را به يک مسئله روز، مهم و حساس مبدل نمود. مسئله ای که حتی تشکيلات ها و احزاب بظاهر دموکراسی و آزادی خواه ! خارج نشين نيز تلاش بسياری برای سرپوش گذاشتن به اين مسئله صرف نموده بودند و مينمايند. پروفسور دکتر محمودعلی چهرگانی رهبر حرکت ملی آذربايجان جنوبی و جنبش بيداری ملی آذربايجان جنوبی ميباشد. مختصری در باره حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی يا حركت ملی آذربايجان جنوبی (GAMOH) ( گونئی آذربايجانين ميلی اويانيش حركاتی). بستر تاريخی - سياسی حركت ملی آذربايجان جنوبی در قرنی كه گذشت آذربايجان جنوبی شاهد چندين حركت ملی در جهت احقاق "حق تعيين سرنوشت ملی" خود بود. حركت انقلابی مشروطيت (1911- 1905) به رهبرﻯ ستارخان، قيام فرقه دمكرات آذربايجان به رهبرﻯ شيخ محمد خيابانی (1920– 1917)، نهضت انقلابی 21 آذر به رهبرﻯ سيد محمد جعفر پيشه ورﻯ (1946 - 1945)، حركت ملی مذهبی خلق مسلمان به رهبرﻯ آيت اله شريعتمدارﻯ (1979) ، شوونيسم فارس در مقابله با حركات ملی فوق كه انسانی ترين و ابتدايی ترين خواسته هاﻯ ملت ترک آذربايجان را مطرح می نمود، با خشن ترين اشكال به مقابله برخواست، هر بار با كشتارهاﻯ وحشيانه، تبعيدهاﻯ گسترده و زندان و شكنجه صباحی ديگر بر استعمار و استثمار خويش ادامه داد. هربار به زعم شوونيسم فارس، مسئله ملی منتفی شده تلقی گرديد مدت كوتاهی نگذشت دوباره فرزندان غيور آذربايجانی به پا خواستند چرا كه ستم ملی در ابعاد وسيع در جامعه در جريان بود و شگرد آسميلاسيون -ذوب كردن- ملی ملل ساكن در ايران در ملت فارس ، سياست رسمی دولتهاﻯ مركزﻯ در هشتاد سال گذشته بود لذا رو دررويی ستم شوندگان و ستم كنندگان امری طبيعی بود وقايع فوق نشان داد علی رغم اينكه همواره فعالين سياسی آذربايجان خواهان حل گام به گام معضلات ملی - سياسی در چارچوب ايران بوده اند، حاكميت هاﻯ شوونيستی قابليت هيچ تحول گام به گام در جهت تغيير ساختار سياسی خود را نداشته اند . اكنون برترﻯ طلبی سياسی، ملی در عرصه سياسی به برترﻯ طلبی ملی در حوزه اجتماعی فرا روئيده است. وبخش عظيمی از ملت فارس خود را برتر در امور فرهنگی - زبانی و تاريخی و اجتماعی می شناسند. و برترﻯ موقعيت اقتصادﻯ خويش را امر طبيعی می شمارند چرا كه دولتهاﻯ شوونيستی به همراه احزاب سرتاسری موفق شده اند بخش وسيعی از ملل غير فارس ساكن ايران را در جهت فارسيزه كردن تحت لواﻯ ايرانی بودن ذهنشان را مغشوش كنند. در چنين شرايط دشوار كه به ظاهر همه چيز بر وفق شوونيسم حاكم می چرخيد در انتخابات دوره پنجم مجلس شوراﻯ اسلامی در ايران در اواخر سال 1995 و اوايل 1996 پديده جديد در عرصه سياسی ايران بنام حركت ملی آذربايجان جنوبی به معادلات سياسی اضافه می گردد. _ آغازدور جديد حركت ملی- سياسی آذربايجان جنوبی: حرکت بيداری ملی آذربايجان جنوبی حرکت اخير ملی آذربايجان جنوبی از سال 1991 بصوت تحرکات ملی گرايانه گروهی در دانشگاه ها و مراکز علمی ، فرهنگی و از سال 1995 بصورت يک حرکت عمومی تحت عنوان حرکت ملی آذربايجان جنوبی آغاز به فعاليت نمود. شركت دكتر محمود علی چهرگانی در انتخابات دوره پنجم مجلس (1996 – 1995) و علی رغم حمايت مردم تبريز( 600 هزارنفر رای) از كانديداﻯ واقعی خويش كه دردهاﻯ تاريخی ملت ترک آذربايجان را به زبان می آورد با ممانعت و تقلب و ضرب و شتم و زندان رژيم شوونيستی حاكم روبرو شد. وقتی نماينده واقعی آذربايجان از امكان بلند گوﻯ مجلس محروم شد بشكل طبيعی اين مبارزه، به كوچه و خيابانها كشانده شد. و در مدت زمانی كوتاه حركت ملی آذربايجان جنوبی به رهبرﻯ دكترمحمود علی چهرگانی در شهرهاﻯ مختلف آذربايجان به شكل وسيعی گسترش يافت و بدنه ﻯ جوان و دانشجويی حركت ملی ، نويدگرآينده ﻯ روشنی از رشد شعور ملی مردم آذربايجان در آينده نزديك شد . نفوذ مخافل ملی فرهنگی دربين توده مردم شدت بيشتری يافت، كه شكل بارز آن تجمع ميليونی مردم آذربايجان حول قلعه بابك، قهرمان ملی آذربايجان در نزديكی شهر كليبردر سالهای اخير بود. بدين گونه شکل نوينی از اعتراض مدنی در تاريخ مبارزات جهانی ثبت شد.در کوهستانهای آذربايجان صدها هزار نفر با شعارهاﻯ " منيم ديلم چؤنه ن دئييل باشقا ديله دؤنه ن دگيل" ، " آذربايجان اوياقدير، چهرگانيا داياقدير" گونئی اوزاقدان باخير – قارا باغدا قان آخير" – آذربايجان قهرمانی چهرگانلی ، چهرگانلی. و... سر داده اند. برگزاری مراسمهای بزرگداشت خاطره ی قهرمان مقاومت صفرخان قهرمانی، بزرگداشت خاطره ی شیخ محمد خیابانی ،صمد بهرنگی و دیگر شخصیتهای ملی و نیز پخش نشریات ملی و سایتهای اینترنتی همه بیانگر اینست که سياست آسميلاسيون، تحقير، تبعيض و نژاد گرايی شوونيسم فارس ديگر بار علیرغم فشار رژیم شونیستی به لحاظ تاريخی ترك برداشته است. حركت ملی آذربايجان جنوبی روز بروز حقانيت تاريخی خود را بيشتر نشان می دهد تنها در دو سال اخير حركت ملی آذربايجان قدمهای مهمی در مقابله با شوونيسم بر داشته است. بمناسبت 88 و89 سالگرد مشروطيت در شاه عبدالعظيم تهران تظاهرات مهمی سازمان داده شد . علیرغم حمايت حکومت مرکزی از داشناكهاﻯ تروريست ارمنی در جهت سياستهای ضد تركی خود و اجازه ی تظاهرات در 24 آپريل 2003 به آنان تا با طرح شعارهای ضد ترك در كشوری که نصف مردم آنرا تركان تشكيل ميدهند فعالين حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی (GAMOH ) با موفقيت به مقابله با اين توطئه ی ضد ترک بر خواستند. به مناسبت 57 مين سالگرد حکومت ملی آذربايجان به رهبرﻯ فرقه دمكراتيك آذربايجان علی رغم مخالفت رژيم تهران از برگزارﻯ اين مراسم، فعالين حركت ملی اقدام به برگزارﻯ اين مراسم در شهر شبستر در كنار مقبره ﻯ پرفسور زهتابی كردند كه به درگيرﻯ مأمورين رژيم و دستگيرﻯ بيش از 300 نفر از فعالين حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی شد. اين اولين حركت سياسی در مرحله اخير بود که برگزار شد و نشانگر آن بود كه حركت ملی به مرحله ﻯ جديد فراروئيده است و اعتماد خود را به ليبراليزاسيون حاكميت اسلامی و اجراﻯ قوانين 15، 19 و 48 قانون اساسی از دست داده است. در 58مین سالگرد 21 آذر1945، امسال بعد از 58 سال برای اولین بار سیمای شهر قهرمان پرور تبریز یاد آور حاکمیت ملی خود و نیز قتل عام مردم بیگناه خود بدست جنایتکاران پهلوی بود. بالاخره دستان تنومند حركت ملی آذربايجان جنوبی از قلعه بابک به تبريز رسيد وباز رژيم تهران را مقابل خود يافت . حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی ( GAMOH ) با قدم هاﻯ محكمی درجهت حق تعيين سرنوشت ملی مردم آذربايجان به پيش می رود. _ گوشه هايی از اهداف حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی: با توجه به ضربات وحشيانه اﻯ كه بر پيكر ملی آذربايجان در عرصه تاريخی و فرهنگی و زبانی وارد شده است و تا حدود معينی سياست آسيميلاسيون و سياست بيگانه پرستی دولتهاﻯ شوونيستی فارس در 80 سال اخير روﻯ روحيات ملی ملت ترک آذربايجان در ايران مؤثر افتاده است لذا حركت ملی امروز در مرحله بيداريست، و GAMOH با توجه به مرحله بيدارﻯ تاكتيكهاﻯ خود را درجهت هدف استراتژيك خود يعنی حق تعيين سرنوشت ملی پيش می برد لذا كلمه ﻯ "اويانيش" يعنی بيدارﻯ را در اين مرحله بكار می برد. با توجه به اينكه وطنمان آذربايجان بدليل سياست امپرياليستی روسها در سالهاﻯ 1813 و 1828 تحت معاهده هاﻯ گلستان و تركمان چاﻯ به دو نيمه تقسيم شده است، نيمه شمالی وطنمان امروز مستقل است و نيمه جنوبی وطنمان تحت استعمار شوونيستهاست اين واقعيت سياسی را GAMOH تحت نام واقعی خود يعنی حركت بيدارﻯ آذربايجان جنوبی بكار می برد. "گونئی آذربايجانين ميلی اويانيش حركاتی" كه مختصراً گاموح خوانده می شود. هدف استراتژيك گاموح حق تعيين سرنوشت ملی است؛ حق تعيين سرنوشت ملی از كانال دولت مدارﻯ در آذربايجان جنوبی می گذرد و می تواند به شكل مشترك و متساوﻯ الحقوق با دول ملل ساكن در ايران پيش رود .دولت تمرکزگرای کنونی در ايران که حافظ منافع ملت فارس در ايران هست آن گونه که در 80سال اخير ثابت شده است تنها با ديکتاتوری خشن میخواهند اکثريت ملل غير فارس را آسيميله کنند. لذا پايه ی حکومتشان شوونيستی بوده است . جناحين رژيم در اشکال مختلف کثيرالملله بودن ايران را به رسميت نمي شناسند. از نظر گاموح؛ ( GAMOH ) تنها با تکيه به قوانين کنوانسيونهای حقوق بشری و بشرط دمکراسی است که می توان بين شش ملت ساکن در ايران ترک ، فارس ، کرد ، عرب ، بلوچ و ترکمن بشکل فدرال و کنفدرال و بر مبنای حقوق متساوی به همزيستی دمکراتيک بر مبنای قوانين جهانی دست يافت و در صورت عدم قبول شكل دول مشترك كه از طرف نمايندگان سياسی ملت فارس می تواند زير سئوال برود و اين سياسيون چه در حاكميت چه در اپوزيسيون باعث تجزيه ايران گردند طبيعتاً حق تشکيل دولت مستقل نيز حق طبيعی شناخته شده در كنوانسيونهاﻯ جهانی حقوق بشر می باشد. گاموح ( GAMOH ) با اين شعار استراتژيك دكتر محمود علی چهرگانی كه " ملل با شرف زير پرچم خود زندگی می كنند و جغرافياﻯ ملی سياسی خود را خود تعيين می كنند " پيش می رود و تاكتيكهاﻯ رسيدن به اين هدف را در چارچوب قوانين عموم بشرﻯ سازمان ملل متحد و تنها با تكيه بر ملت خويش از راههای دمکراتيک پيش می برد. _ اساس ايدئولوژﻯ (GAMOH ) بر پايه سه اصل؛ ( تورك چولوك، معاصرچيليك، اؤزگورلوك) نهاده شده است. 1 – ميلی گرايی بر پايه تساوﻯ حقوق با ملل ديگر 2 – نوگرايی و نوانديشی و دمکراسی ( معاصر بودن) 3 – آزادي انديشی و سكولاريسم . گاموح ( GAMOH ) به برابر حقوقی زن و مرد اعتقاد دارد ودين را امر خصوصی می داند و طرفدار جدايی دين از سياست می باشد _ محدوده ی سياسی اتنیکی ملل ساکن در ايران مرزهای استعمارساخته و تحميلی امروز بين ملل ساکن در ايران قابليت قانونی ندارد. تغييرات جبری اتنيکی سالهای اخير کوچهای اجباری و تغييرات آگاهانه ی سياسی در جهت مقاصد شونيستی معين بعد از حاکميت رژيم پهلوی 1925 قانونی شمرده نمی شود حدود سياسی اين مرزهای جغرافيايی با توجه به مرزهای اتنيکی قبل از حاکميت رژيم پهلوی و نيز با توجه به قوانين بين المللی در فضايی دمکراتيک بين نماينده گان سياسی ملل ساکن در ايران قابل حل میباشد. محدوده جغرافيا يی آذربايجان جنوبی تعريف گاموح از آذربايجان جنوبی: اساسا استانهای آذربايجان شرقی ، غربی، اردبيل باحتساب انزلی و آستارا و شهر ستانه و قصبات تورک نشينی مثل هشتپر ، استان زنجان ، استان همدان (بخش تورک نشين)، قزوين، ساوه،... می باشد. پرچم آذربايجان جنوبی: موجوديت هر ملتی با سمبلهای سياسی آن ملت در جهان شناخته می شود در اين رابطه از طرف رهبرﻯ گاموح ( GAMOH ) پرچم معينی بمثابه سمبل سياسی حركت ملی تقديم ملت ترک آذربايجان در ايران شده است. اين پرچم نزديكی بسيارﻯ با پرچم دولت مستقل آذربايجان شمالی دارد. که برای اولین بار در سال 2003 با دستان تنومند حركت ملی آذربايجان جنوبی در قلعه بابک به اهتزار در آمد و بعد از آن توسط فعالين حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی در داخل و خارج از کشور بمثابه سمبل ملی سياسی - پرچم ملی آذربايجان جنوبی استفاده می شود . _ حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان در عرصه بين المللی: نقش رهبرﻯ دكتر محمود علی چهرگانی در تسريع روند حركت ملی آذربايجان جنوبی امرﻯ انكار ناپذيراست در اواخر سال 2001 به دعوت دهها مركز فرهنگی - مدنی و افراد حقيقی و حقوقی و فشارهای فزاينده بين المللی امكان سفر وﻯ به خارج امكانپذير شد.امروز آذربايجان جنوبی بيش از هر زمانی در عرصه بين المللی شناخته شده است. دكتر چهرگانی در كشورهاﻯ مختلف اروپا از جمله سوئد – آلمان – فرانسه – دانمارك و در نيمه ديگر وطنمان آذربايجان ( جمهورﻯ مستقل آذربايجان) و كشور برادر تركيه و بالاخره در آمريكا ملاقاتهاﻯ مهمی انجام داده است فعاليتهاﻯ وﻯ در قالب دهها كنفرانس خبرﻯ مطبوعاتی و راديو تلويزيونی، ملاقات با شخصيتهاﻯ مهم سياسی تا نمايندگان كميسيونهاﻯ حقوق بشر در كشورهاﻯ مختلف، با نمايندگان احزاب حاكم كشورﻯ تا احزاب قدرتمند در اپوزيسيون، با نمايندگان مجالس در دول فوق تا شخصيتهاﻯ ادبی و فرهنگی صورت گرفته است . وجود آذربايجان جنوبی و معضلات آن هرگز تا اين حد در مجامع بين المللی مطرح نشده بود. براﻯ اولين بار يك رهبر سياسی آذربايجان جنوبی امكان ديدار با والترشويمر دبير کل شوراﻯ مركزﻯ اتحاديه اروپا را يافت و نيز براﻯ اولين بار يك رهبر سياسی آذربايجان جنوب با سران عالی رتبه آمريكا در كاخ سفيد ملاقات كرد. درسايه اين فعاليتهاﻯ گسترده و فشرده امروز تشكيلات ( GAMOH ) از طرف كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد به رسميت شناخته شده است. از طرف پارلمان شوراﻯ اروپا طبق سند شماره 9710 در سايت اينترنتی اين پارلمان از حقوق ملی30 مليون آذربايجانی در ايران دفاع شده است، اين سند از طرف كشورهاﻯ بلژيك، مجارستان، اسپانيا، لهستان، ليتوانﻯ، تركيه، اوكرائين وديگر كشورهاﻯ عضو امضاء شده است. بالاخره درگردهمايی احزاب دمكرات ملی دنيا دراستراليا بيانيه و خواسته هاﻯ حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی ( گاموح ) در بين احزاب فوق منتشر شد، احزاب شركت كننده در مجمع فوق دقت بخصوصی به اين بيانيه نشان داده و سند مزبور را از طرف منشی اجلاس به دفاتر مركزﻯ احزاب عضو ارسال كرده تا احزاب مذبور در پارلمان هاﻯ ممالك خويش وضعيت حركت ملی درآذربايجان جنوبی و وضع حقوق بشر را بطور جدﻯ ترﻯ دنبال كنند. تشكيلات خارج از كشور ( GAMOH ): نزديك يكسال پيش به ابتكاردكتر محمود چهرگانی شعبات ( GAMOH ) در خارج از كشور تشكيل شد و امروز 24 شعبه درشهرهاﻯ مختلف توسط آذربايجانيان مقيم خارج بوجود آمده است. مسافرت خارج از كشور دكتر محمود علی چهرگانی اين امكان را به فعالين آذربايجانی در خارج از كشور داد تا بيشتر در حول و حوش تحولات ملی سياسی در آذربايجان جنوبی قرار گيرند. - راديو صداﻯ آذربايجان جنوبی: GASR تأسيس راديو صداﻯ آذربايجان جنوبی ( گونئی آذربايجان سسی راديوسو) در ژانويه 2003 از اهميت ويژه اﻯ برخوردار است. 57 سال بعد از بسته شدن صداﻯ مستقل آذربايجان در تبريز در زمان حاكميت فرقه دمكراتيك آذربايجان گاموح درخارج موفق شد براﻯ اولين بار راديوی مستقل و ملی آذربايجان جنوبی را به داخل پخش کند. اين راديو به غير ازآذربايجان جنوبی و شمالی در نقاط مختلف ايران از جمله تركمنستان ايران و مناطقی از تركيه نيز در طول موج 31 متر هر روز بين ساعت 20 تا 30/20 دقيقه به وقت تبريز شنيده شد . در خارج از كشور نيز هر روز از سايت www.cehreganli.com .تا اول ژانويه2004 پخش گرديد. اخیرا به دلیل حمله ی تروریستی رژیم اسلامی به پایگاه گاموح در باکو رادیو موقتا تعطیل شده است . _ آتش زدن دفتر و تاسيسات راديويی حركت ملی بيدارﻯ آذربايجان جنوبی در باکو با گسترش فعالیتهای گاموح در داخل و خارج بخصوص در رابطه با 21 آذر در تبریز رژیم تروریستی به مقر صدای رادیوآذربایجان جنوبی و دفتر گاموح در باکو با مواد آتش زای کوکتول مولوتوف حمله کرد که نتیجتا ساختمان قرارگاه به شدت آسیب دید و در نتیجه دو تن از اعضای گاموح بشدت مجروح شدند. -انتظار ما از نیروهای دمکراتیک ما از نیروهای دمکراتیک و از تشکلهای مدافع حقوق بشر و از کشورهای دمکراتیک جهانی انتظار داریم که در این مجادله ی دمکراسی علیه دیکتاتوری ، مبارزه علیه تبعیض و تمرکزحاکمیت سیاسی ، مبارزه برای آزادی های سیاسی و حقوق فردی و اجتماعی ملل ساکن در ایران و بلاخره در مبارزه برای احقاق حق تعین سرنوشت ملی آذربایجان جنوبی در کنار حركت بيدارﻯ ملی آذربايجان جنوبی ( GAMOH ) به رهبری دکتر محمود علی چهرگانی باشند. آذربايجان تا سال 1813 ميلادی آذربايجان بصورت کشوری واحد بر ممالک محروسه قاجار حاکم بود. در کشوری که سيستم فدرال سنتی – حاکميت خانات - بر آن حکم ميراند مملکتی وليعهد نشين بود. پس از امضای قراردادهای گلستان و تورکمانچای آذربايجان به دو قسمت تقسيم گرديد. 280 هزار کيلومتر مربع از اراضی اش همچنان در ترکيب دولت قاجار ماند و 130 هزار کيلومتر مربع از اراضی اش به روسيه تزاری الحاق گرديد. روسيه تزاری پس از اشغال نيمی از آذربايجان شروع به کوچاندن ارامنه و ديگر ملت های به اراضی آذربايجان نمود. پس از برقراری نظام کمونيستی و اشغال دوباره جمهوری دموکراتيک آذربايجان بخشی از کشور آذربايجان شمالی به روسيه – دربند، داغستان- بخشی به گرجستان- بورچالی- بخشی به ارمنستان- گؤيچه، مهری،زنگه زور- بخشی نيز- قاراباغ- پس از سال 1990 به ارمنستان الحاق گرديد. جمهوری آذربايجان کشوری مستق است و مساحت اراضی اش 86 هزار کيلومتر مربع ميباشد. 20 در صد اراشی اش توسط ارامنه اشغال شده است. آذربايجان جنوبی: پس از سال 1925 و لغو کشور ممالک محروسه قاجار و تشکيل دولت ايران توسط رضاخان پهلوی آذربايجان به زور سرنيزه به کشور شاهنشاهی ايران الحاق گرديد- نام دولت ايران برای اولين بار در سال 1936 توسط به اصطلاح مجلس ملی رضاخان تصويب شد- آذربايجان جنوبی 280- 300 هزار کيلومتر مربع مساحت دارد. پس ا ز تشکيل رژيم سئونيستی رضاخان در ايران و تدوين قانون اساسی جديد و تصويب آن در مجلس فرمايشی ، ملت آذربايجان از کمترين حقوق انسانی و ملی اش محروم گرديد. پس از الحاق آذربايجان جنوبی، رژيم به تقسيم اراضی آذربايجان وپيش کشی آن به ايالات ديگر پرداخت. آذربايجان جنوبی تدريجا به استان های آذربايجان غربی، شرقی، زنجان، همدان، تقسيم گرديد . قزوين و ساوه از آذربايجان جدا گرديد. نامهای تورکی شهرها و روستاها حتی اسامی کوه ها و رودخانه ها به فارسی تغيير يافت و سخن گفتن به زبان تورکی در مدارس و شهرها ممنوع گرديد. تحقير و استثمار ملت آذربايجان شروع گرديد. سياست آسيميلاسيون رژيم شاهنشاهی موجب شد که مردم آذربايجان پس از انقلاب های مشروطه و خيابانی به قيامهای ملی در سال 1945 و 1979 بپردازند. در هر دو مورد آذربايجان موفق به تشکيل حکومت ملی گرديد ولی حکومت های فوق با کمک نيروهای خارجی توسط رژيم سرنگون گرديد. رژيم شاه پس از مغلوبيت حکومت ملی آذربايجان در سال 1946 به نسل کشی آذربايجانيها پرداخت. در عرض چند روز بيش از 50 هزار نفر اعدام گرديد و بيش از 200 هزار نفر از آزاديخواهان به مناطق کويری مرکز ايران تبعيد گرديدند و يا زندانی شدند. 30 هزار نفر از آزاديخواها ن مجبور به مهاجرت شدند. در سال 1979 نيز آذربايجان به قيام عليه رژيم دست زد و تحت رهبری حزب خلق مسلمان آذربايجان موفق به تشکيل حکومت تقريبا خود مختار گرديد ولی اين بار نيز نظاميان جمهوری اسلامی توانستند به زور اسلحه حق تعين سرنوشت آذربايجان را پايمال نمايند. سياست رژيم پهلوی پس از انقلاب به ظاهر اسلامی نيز ادامه يافت و آذربايجان باز هم تقسيم گرديد. استان اردبيل تشکيل گرديد و لی تابعيت شهر آستارا از اردبيل سلب شد. تحصيل به زبان مادری همچنان به عنوان گناهی نابخشودنی باقی ماند. سياست آسيميلاسيون با شدت تمام دوام يافت . شمار جمعيت آذربايجان جنوبی توسط سازمان آمار رژيم تهران تحريف ميگردد . رژيم، جمعيت ملل غير فارس را محدودتر و کمتر از رقم واقعی نشان ميدهد . ولی حقايق تاريخی ثابت ميکند که، در حال حاضر بيش از نيمی از اهالی ايران را تورکها تشکيل ميدهند. آذربايجانيها 30-32 ميليون نفر ميباشند. 8-10 ميليون نفر از اهالی آذربايجان به علت مشکلات اقتصادی و اجتماعی به شهرهای فارس نشين مهاجرت کرده اند. بيشترين جمعيت آذربايجانی در تهران سکنی گزيده است و تقريبا نيمی از جمعيت تهران را تورکهای آذربايجان تشکيل ميدهند. آذربايجان جنوبی عبارت است از: استان همدان، استان زنجان،استان آذربايجان شرقی، استان آذربايجان غربی، استان اردبيل، استان قزوين، ساوه، آستارا و کرج. نقشه های جغرافيايی آذربايجان در قسمت "نقشه" نشان داده شده است ::